منعفر
مترادفها
بیزار، منزجر
متضادها
جذاب، دلپذیر، دوستداشتنی
لغت نامه دهخدا
منعفر. [ م ُ ع َ ف ِ ] ( ع ص ) خاک آلوده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). به خاک آلوده شده و در خاک غلتیده شده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انعفار شود.
بیزار، منزجر
جذاب، دلپذیر، دوستداشتنی
منعفر. [ م ُ ع َ ف ِ ] ( ع ص ) خاک آلوده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). به خاک آلوده شده و در خاک غلتیده شده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انعفار شود.