منتهک

مترادف‌ها

متجاوز، نقض‌کننده، پیمان‌شکن

متضادها

مطیع، رعایت‌کننده

لغت نامه دهخدا

منتهک. [ م ُ ت َ هَِ ] ( ع ص ) زشت کننده و آلوده نماینده ناموس کسی را. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). هتک کننده حرمت:
بس به چه نام و لقب خواندی ملک
بندگان خویش را ای منتهک.مولوی.|| رنجیده و لاغر سازنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). آنکه مانده می کند و لاغر می سازد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انتهاک شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ هِ ) [ ع. ] (اِفا. ) ۱ - زشت کننده. ۲ - آلوده کنندة ناموس کسی. ۳ - مانده و فرسوده و لاغر کننده.

جمله سازی با منتهک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او به عنوان یک فرد منتهک قوانین بین‌المللی، با نقض معاهده صلح، باعث بروز تنش‌های شدیدی در مرزهای کشورهای همسایه و ناامنی گسترده در منطقه شد.

💡 دادگاه تشخیص داد که شرکت مذکور در اقدامی منتهک حقوق اولیه کارگران، اقدام به کاهش حقوق و مزایا بدون اطلاع قبلی و در شرایط سخت اقتصادی کرده است.

💡 هرگونه اقدام منتهک حریم خصوصی شهروندان در فضای مجازی، می‌تواند با مجازات‌های سنگین قانونی و پیگرد قضایی توسط نهادهای نظارتی و مراجع قانونی کشور مواجه شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران