لغت نامه دهخدا
منتاب. [ م ُ ] ( ع ص ) بطور تناوب و پیاپی آمده و منه: لعن اﷲ المانع الماء المنتاب؛ یعنی آب مباحی که بطور تناوب گرفته شود. ( ناظم الاطباء ). رجوع به انتیاب شود.
منتاب. [ م ُ ] ( ع ص ) بطور تناوب و پیاپی آمده و منه: لعن اﷲ المانع الماء المنتاب؛ یعنی آب مباحی که بطور تناوب گرفته شود. ( ناظم الاطباء ). رجوع به انتیاب شود.
بطور تناوب و پیاپی آمده و منه: لعن الله المانع المائ المنتاب یعنی آب مباحی که بطور تناوب گرفته شود.