مناجین

مترادف‌ها

دعاگویان، التماس‌کنندگان

لغت نامه دهخدا

مناجین. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ منجنون. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ج ِ منجنون، به معنی دولاب. ( آنندراج ). رجوع به منجنون شود.

جمله سازی با مناجین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در خلوت شب‌های تاریک، مناجین با قلبی لرزان و اشک‌های جاری، به درگاه خداوند متعال عرض نیاز کرده و طلب بخشش و رحمت فراوان می‌کنند.

💡 شاعر در اشعار عرفانی خود، از مناجین که در مسیر عشق الهی گام برمی‌دارند، با زبانی بسیار لطیف و زیبا یاد و تقدیر می‌کند.

💡 جماعت مناجین در مسجد بزرگ شهر، با حضور خود، فضای معنوی و روحانی خاصی را در مراسم دعا و نیایش ایجاد کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران