مصاهر
مترادفها
خویشاوندان سببی
لغت نامه دهخدا
مصاهر. [ م ُ هَِ ] ( ع ص ) دامادخسری کننده. || خویش سببی: آنگه اسماعیل را و قبیله جرهم را حج فرمود و مناسک بیاموخت و ایشان مصاهران اسماعیل بودند. ( تفسیر ابوالفتوح رازی ). و رجوع به مصاهرت و مصاهرة و مصاهره شود.
جمله سازی با مصاهر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 روابط خانوادگی میان آن دو خاندان بزرگ، از طریق مصاهر و ازدواجهای استراتژیک در طول چندین نسل به خوبی حفظ و تقویت شده بود.
💡 در جوامع سنتی، مصاهر نقش بسیار مهمی در ایجاد پیوندهای اجتماعی و تقویت اتحاد میان قبایل و گروههای مختلف مردم ایفا میکنند.
💡 او برای گسترش شبکه ارتباطی خود، با دقت زیادی با تمامی مصاهر و بستگان خود در مراسمهای مختلف اجتماعی و خانوادگی شرکت میکرد.