مصاقبه
لغت نامه دهخدا
( مصاقبة ) مصاقبة. [ م ُ ق َ ب َ ] ( ع مص ) روی باروی شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). صقاب.( ناظم الاطباء ). || همدیگر نزدیک شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). با کسی نزدیکی نمودن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). و رجوع به صقاب شود.
فرهنگ فارسی
روی با روی شدن صقاب
جمله سازی با مصاقبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در آن دوران، برگزاری مصاقبههای بزرگ ادبی برای انتخاب شاعران برتر، یکی از مهمترین رویدادهای فرهنگی در دربار پادشاهان محسوب میشد.
💡 شرکتکنندگان در مصاقبههای علمی با دقت بسیار زیادی به سوالات پیچیده پاسخ میدادند تا بتوانند جایگاه خود را در میان نخبگان تثبیت کنند.
💡 هیئت داوران با دقت تمام، نتایج حاصل از مصاقبه را بررسی کردند تا برنده واقعی این رقابت پرهیجان و دشوار را اعلام کنند.