مشتغه
مترادفها
مشغول، سرگرم
لغت نامه دهخدا
( مشتغة ) مشتغة. [ م ُ ت َ غ َ ] ( ع اِ ) واحد مشاتغ. ( منتهی الارب ). و رجوع به مشاتغ شود.
جمله سازی با مشتغه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مدیر شرکت در این روزهای بسیار پرمشغله و مشتغه، به سختی میتواند زمانی را برای ملاقات با مشتریان جدید و بررسی دقیق گزارشهای مالی سالانه پیدا کند.
💡 او با وجود تمام مشتغه و کارهای بسیار زیادی که در دانشگاه بر عهده داشت، هرگز از شرکت در جلسات علمی و کنفرانسهای بینالمللی دریغ نمیکرد.
💡 در دوران مشتغه و فعالیتهای بسیار پرفشار سیاسی، او همواره تلاش میکرد تا تعادل میان زندگی شخصی و مسئولیتهای سنگین اجتماعی خود را به خوبی حفظ نماید.