لغت نامه دهخدا
مستوقع. [ م ُ ت َ ق ِ ] ( ع ص ) چشم دارنده به وقوع چیزی. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || بیمناک و نگران شونده از چیزی. || شمشیر که وقت تیز کردنش فرارسیده باشد. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به استیقاع شود.
مستوقع. [ م ُ ت َ ق ِ ] ( ع ص ) چشم دارنده به وقوع چیزی. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || بیمناک و نگران شونده از چیزی. || شمشیر که وقت تیز کردنش فرارسیده باشد. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به استیقاع شود.