مستنسر

مترادف‌ها

نسخه‌بردار، کاتب

لغت نامه دهخدا

مستنسر. [ م ُ ت َ س ِ ]( ع ص ) به کرکس ماننده در قوت و کرکسی کننده. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به استنسار شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ س ِ ) [ ع. ] (اِفا. ) به کرکس ماننده.

جمله سازی با مستنسر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آن فرمانروای مستنسر در دوران باستان، با ارسال پیام به متحدان خود، خواستار کمک نظامی برای حفظ قلمرو و امنیت سرزمینش شد.

💡 در متون تاریخی، از آن دسته حاکمانی که برای بقای خود به قدرت‌های بزرگ متوسل می‌شدند، با نام مستنسر یاد شده است.

💡 آن مبارز مستنسر در میان نبردهای پرخطر، همواره از خداوند طلب یاری می‌کرد تا بتواند بر دشمنان و مشکلات پیروز شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران