مستنسر
مترادفها
نسخهبردار، کاتب
لغت نامه دهخدا
مستنسر. [ م ُ ت َ س ِ ]( ع ص ) به کرکس ماننده در قوت و کرکسی کننده. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به استنسار شود.
فرهنگ معین
(مُ تَ س ِ ) [ ع. ] (اِفا. ) به کرکس ماننده.
نسخهبردار، کاتب
مستنسر. [ م ُ ت َ س ِ ]( ع ص ) به کرکس ماننده در قوت و کرکسی کننده. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به استنسار شود.
(مُ تَ س ِ ) [ ع. ] (اِفا. ) به کرکس ماننده.