لغت نامه دهخدا
مستنجز. [ م ُ ت َ ج ِ ] ( ع ص ) آنکه اجرای کار خود را می خواهد. ( از اقرب الموارد ). آنکه روائی می خواهد. ( ناظم الاطباء ). || وفای به عهد خواهنده. ( از اقرب الموارد ). رجوع به استنجاز شود.
مستنجز. [ م ُ ت َ ج ِ ] ( ع ص ) آنکه اجرای کار خود را می خواهد. ( از اقرب الموارد ). آنکه روائی می خواهد. ( ناظم الاطباء ). || وفای به عهد خواهنده. ( از اقرب الموارد ). رجوع به استنجاز شود.