مستسهل

متضادها

دشوار، سخت، مشکل

لغت نامه دهخدا

مستسهل. [ م ُ ت َ هَِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استسهال. آسان و سهل شمرنده کاری را. ( اقرب الموارد ). آسان گرداننده. ( منتهی الارب ). رجوع به استسهال شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران