مستربع

لغت نامه دهخدا

مستربع. [ م ُ ت َ ب ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استرباع: رجل مستربع بعمله؛ مرد شکیبا و قوی وبخودی خود به کاری ایستاده شونده. ( منتهی الارب ). || ریگ توبرتو نشسته. || غبار بلندشده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || شتر قوی بر سیر. ( منتهی الارب ). رجوع به استرباع شود.

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز