مستبدع
متضادها
تقلیدی
لغت نامه دهخدا
مستبدع. [ م ُ ت َ دِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استبداع. بدیعشمرنده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به استبداع شود: از نخب ادب و غرر درر... و حکم مستبدع هر یک حظی وافی و نصیبی کافی و وافر حاصل کرده. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 280 ).
فرهنگ معین
(مُ تَ دَ ) [ ع. ] (اِمف. ) ۱ - عجیب شمرده. ۲ - عجیب، شگفت.
ویکی واژه
عجیب شمرده.
عجیب، شگفت.
جمله سازی با مستبدع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در بحثهای کلامی، فرد مستبدع کسی است که برای دین یا سنت، قواعد و روشهای جدیدی را بدون دلیل شرعی ابداع میکند.
💡 او به عنوان یک هنرمند مستبدع شناخته میشد که سبکهای کاملاً جدیدی را در معماری مدرن وارد دنیای هنر و طراحی کرد.
💡 برخی منتقدان معتقدند که هر تغییر ساختاری در نظام آموزشی، اگر بدون زیربنای علمی باشد، توسط جامعه به عنوان یک امر مستبدع تلقی میشود.