مسبق
مترادفها
قبلی، پیشین، مقدم
متضادها
بعدی، متأخر، لاحق
لغت نامه دهخدا
مسبق. [ م ُ س َب ْ ب َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر تسبیق. رجوع به تسبیق شود. || آنکه از اسبان پیشی گیرد. ( از ذیل اقرب الموارد ).
جمله سازی با مسبق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هرگونه تصمیمگیری بدون بررسی بسیار دقیق مستندات و شواهد موجود، میتواند منجر به بروز مشکلاتی مسبق و جبرانناپذیر در آیندهای نزدیک برای کل سازمان شود.
💡 برنامهریزی مسبق و دقیق برای برگزاری مراسمهای بسیار بزرگ، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است تا از بروز هرگونه آشفتگی یا نقص در اجرای برنامه جلوگیری شود.
💡 او پیش از شروع هر پروژه جدید، همواره تلاش میکند تا تمام جوانب و چالشهای احتمالی را به صورت مسبق پیشبینی کرده و راهکارهای لازم را آماده کند.