لغت نامه دهخدا
مزیبق. [ م ُ زَ ب َ ] ( ص ) ( منحوت از زیبق ) با زیبق تعبیه شده. این کلمه نیزمانند مزیب معرب است: و چوبها مار پیکر کردند و مزیبق بکردند. ( تفسیر ابوالفتوح ج 3 ص 39 ).
مزیبق. [ م ُ زَ ب َ ] ( ص ) ( منحوت از زیبق ) با زیبق تعبیه شده. این کلمه نیزمانند مزیب معرب است: و چوبها مار پیکر کردند و مزیبق بکردند. ( تفسیر ابوالفتوح ج 3 ص 39 ).