مزاود

مترادف‌ها

ستیزه‌جو، متخاصم

لغت نامه دهخدا

مزاود. [ م َ وِ ] ( ع اِ ) ج ِ مِزود، توشه دان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به رقاب المزاود و مزود شود.

جمله سازی با مزاود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در دادگاه‌های پیچیده حقوقی، حضور یک مزاود ماهر و با تجربه که بتواند با استدلال‌های قوی از حق موکل خود دفاع کند، بسیار حیاتی و ضروری به نظر می‌رسد.

💡 او در بحث‌های فلسفی همواره به عنوان یک مزاود سرسخت شناخته می‌شد که هیچ نظری را بدون پرسشگری عمیق و بررسی دقیق تمام جوانب آن نمی‌پذیرفت.

💡 برخورد با فردی که یک مزاود است و مدام سعی در به چالش کشیدن تصمیمات دیگران دارد، نیازمند صبر بسیار زیاد و مدیریت صحیح در گفتگوهای اجتماعی است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران