مذرق

لغت نامه دهخدا

مذرق. [ م ُ رِ ] ( ع ص ) سرگین اندازنده. ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ): اذرق الطائر؛ زرق. ( اقرب الموارد )؛ رمی بسلحه. ( متن اللغة ). نعت است از اذراق. رجوع به اذراق شود. || زمین که گیاه ذرق رویاند. نعت است از اذراق. رجوع به مذرقة و اذراق شود.
مذرق. [ م ُ ذَرْ رَ ] ( ع ص ) لبن مذرق؛ شیر آب آمیخته. ( منتهی الارب ). مذیق. ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). رجوع به تذریق شود.
مذرق. [ م ُذْ ذَ رِ ] ( ع ص ) آمیزنده سرمه را با عصیر گیاه ذرق که اسپست دشتی باشد. ( ناظم الاطباء ): اذرقت المراءة بالذرق؛ اکتحلت به. ( متن اللغة ).

جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز