مجنقه

مترادف‌ها

منجنیق

لغت نامه دهخدا

( مجنقة ) مجنقة. [ م َ ن َ ق َ ] ( ع مص ) سنگ انداختن به منجنیق. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ): مجنق مجنقة؛ سنگ انداخت از منجنیق. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با مجنقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در طول محاصره قلعه‌های قدیمی، از مجنقه برای پرتاب سنگ‌های بزرگ به سمت دیوارهای قلعه جهت تخریب و ایجاد شکاف استفاده می‌شد.

💡 مهندسان نظامی در دوران باستان، برای افزایش قدرت پرتاب سنگ‌ها توسط مجنقه، مکانیسم‌های پیچیده و پیشرفته‌ای را طراحی و اجرا می‌کردند.

💡 کتاب‌های تاریخ جنگ‌های باستان، توصیفات بسیار دقیقی از نحوه کارکرد و اثرگذاری مجنقه در میدان‌های نبرد و سقوط قلعه‌های مستحکم ارائه داده‌اند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران