لغت نامه دهخدا
مجاراکردن. [ م ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در بیت زیر ظاهراً بمعنی مناظره کردن و گفتگو کردن آمده است:
کنم در پیش طرسیقوس اعظم
ز روح القدس و ابن و اب مجارا.خاقانی.و رجوع به مجارا شود.
مجاراکردن. [ م ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در بیت زیر ظاهراً بمعنی مناظره کردن و گفتگو کردن آمده است:
کنم در پیش طرسیقوس اعظم
ز روح القدس و ابن و اب مجارا.خاقانی.و رجوع به مجارا شود.
( مصدر ) مجارات کردن: کنم پیش تورسیقوس اعظم (کنم در پیش طرسیقوس اعظم ) ز روح القدس وابن و اب مجارا. ( خاقانی )