متنقرس

لغت نامه دهخدا

متنقرس. [ م ُ ت َ ن َ رِ ]( ع ص ) این کلمه در تاریخ بیهقی چ ادیب ص 103 آمده ودر حاشیه همین صفحه اضافه شده «در همه نسخ منقرس است اما قاعده عربیت متنقرس استوارتر می نماید». -انتهی. دارای بیماری نقرس. نقرسی: ایشان سوارانند و من با ایشان در پیادگی کند و با لنگی متنقرس. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 103 ). رجوع به نقرس شود.

جمله سازی با متنقرس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پزشک پس از مشاهده دقیق تصاویر رادیولوژی، تشخیص داد که بافت‌های نرم در ناحیه مفصل دچار تغییرات متنقرس شده‌اند که باعث محدودیت حرکت بیمار شده است.

💡 فرآیند متنقرس شدن در برخی بیماری‌های مزمن می‌تواند منجر به سختی بافت‌ها و آسیب‌های جبران‌ناپذیر به ساختارهای حیاتی بدن انسان در طول زمان شود.

💡 در بررسی‌های پاتولوژی، مشاهده لکه‌های متنقرس در بافت‌های آسیب‌دیده نشان‌دهنده واکنش دفاعی بدن در برابر التهاب‌های طولانی‌مدت و مزمن در آن ناحیه خاص بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران