متفصد
مترادفها
جاری، روان، ریزان
لغت نامه دهخدا
متفصد. [ م ُ ت َ ف َص ْ ص ِ ] ( ع ص ) روان شونده و روان. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). روان و جاری. ( ناظم الاطباء ). نعت است از تفصد. ( از منتهی الارب ). و رجوع به تفصد شود.
جاری، روان، ریزان
متفصد. [ م ُ ت َ ف َص ْ ص ِ ] ( ع ص ) روان شونده و روان. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). روان و جاری. ( ناظم الاطباء ). نعت است از تفصد. ( از منتهی الارب ). و رجوع به تفصد شود.