متعقم تصویر معنی متعقم مترادفها استریل، ضدعفونی شده متضادها آلوده لغت نامه دهخدا متعقم. [ م ُ ت َ ع َق ْ ق ِ ] ( ع ص ) آمد و شد کننده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از ذیل اقرب الموارد ). و رجوع به تعقم شود. کلمات مرتبط متعتب متسحب متعیش متعور