متعصی

متضادها

مطیع، فرمان‌بردار

لغت نامه دهخدا

متعصی. [ م ُت َ ع َص ْ صی ] ( ع ص ) آن که با چوبدستی می زند. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). || گردنگش و یاغی. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || کار مشکل و دشوار و در پیجان. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تعصی شود.

جمله سازی با متعصی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او با وجود تمام دلایل منطقی که برای تغییر عقیده به او ارائه شد، همچنان بر مواضع خود پافشاری کرد و رفتاری بسیار متعصی داشت.

💡 برخی افراد به دلیل باورهای قدیمی و متعصی که در ذهن خود دارند، به سختی می‌توانند با ایده‌های نو و مدرن در جامعه کنار بیایند.

💡 مدیریت کردن یک تیم که در آن اعضا بسیار متعصی هستند، نیاز به صبر بسیار زیاد و مهارت‌های ارتباطی بالا برای رسیدن به توافق دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران