مترثن

لغت نامه دهخدا

مترثن. [ م ُ ت َ رَث ْ ث ِ ] ( ع ص ) زنی که طلا کند روی را به غمره که نوعی از طلا است. ( آنندراج ). طلا کرده شده به غمرة و سفیداب و سرخاب و مانند آن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ترثن شود.

جمله سازی با مترثن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طبق قوانین جدید میراث، تنها افرادی که به صورت مستقیم و قانونی از صاحب اموال مترثن شده‌اند، حق دارند ادعای مالکیت بر دارایی‌های باقی‌مانده را داشته باشند.

💡 وکیل خانواده با بررسی دقیق اسناد قدیمی متوجه شد که فرزند کوچک‌تر به طور کامل از تمام املاک و مستغلات پدربزرگ خود مترثن شده است.

💡 در این پرونده پیچیده حقوقی، بحث بر سر این بود که آیا فرد مذکور به طور قانونی از دارایی‌های شرکت مترثن شده است یا خیر.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران