متحمس

مترادف‌ها

پرشور، مشتاق، باانگیزه

متضادها

بی‌انگیزه، بی‌روح، بی‌تفاوت، بی‌علاقه

لغت نامه دهخدا

متحمس. [ م ُ ت َ ح َم ْ م ِ ] ( ع ص ) سخت و درشت در دین. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). شدید. ( از ذیل اقرب الموارد ). || پایدار و برقرار و با مقاومت. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). || بی باک و بی پروای در جنگ. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تحمس شود.

جمله سازی با متحمس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او بسیار متحمس بود و با تمام توان برای رسیدن به اهداف بزرگ خود در این پروژه پیچیده و چالش‌برانگیز تلاش می‌کرد تا به موفقیت دست یابد.

💡 تیم جدید ما بسیار متحمس به یادگیری مهارت‌های تازه است و این انرژی مثبت باعث شده که روند پیشرفت کارها بسیار سریع‌تر از آنچه انتظار می‌رفت باشد.

💡 دانشجویان متحمس برای شرکت در کنفرانس بین‌المللی علمی که هفته آینده برگزار می‌شود، آماده‌اند و برنامه‌های بسیار دقیقی را برای ارائه مقالات خود تنظیم کرده‌اند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران