متحاوز
مترادفها
متجاوز، فراتر رفته
متضادها
رعایتکننده، محدود
لغت نامه دهخدا
متحاوز. [ م ُ ت َ وِ ] ( ع ص ) دو گروه از هم به کرانه شونده. ( آنندراج ). از یک دگر پشت دهنده وفرار کننده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تحاوز شود.
جمله سازی با متحاوز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن شرکت بزرگ با رفتاری بسیار متحاوز، به زمینهای کشاورزی تجاوز کرد که باعث اعتراض شدید و گسترده مردم منطقه شد.
💡 در آن دعوای حقوقی، ادعای طرف مقابل بسیار متحاوز بود و سعی داشت حقوق قانونی دیگران را به راحتی از آنها سلب کند.
💡 هرگونه رفتار متحاوز در برخورد با حقوق بشر، از سوی سازمانهای بینالمللی به شدت محکوم شده و مورد پیگیری قرار میگیرد.