متحاوز
مترادفها
متجاوز، فراتر رفته
متضادها
رعایتکننده، محدود
لغت نامه دهخدا
متحاوز. [ م ُ ت َ وِ ] ( ع ص ) دو گروه از هم به کرانه شونده. ( آنندراج ). از یک دگر پشت دهنده وفرار کننده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تحاوز شود.
متجاوز، فراتر رفته
رعایتکننده، محدود
متحاوز. [ م ُ ت َ وِ ] ( ع ص ) دو گروه از هم به کرانه شونده. ( آنندراج ). از یک دگر پشت دهنده وفرار کننده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تحاوز شود.