متجهم
مترادفها
عبوس، اخمو
متضادها
خندان، بشاش، گشادهرو
لغت نامه دهخدا
متجهم. [ م ُ ت َ ج َهَْ هَِ ] ( ع ص ) ترش روی. ( آنندراج ). درشت و سخت رو و ترشرو. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تجهم شود.
عبوس، اخمو
خندان، بشاش، گشادهرو
متجهم. [ م ُ ت َ ج َهَْ هَِ ] ( ع ص ) ترش روی. ( آنندراج ). درشت و سخت رو و ترشرو. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تجهم شود.