مباسق
مترادفها
مطابق، سازگار، هماهنگ، همسو
متضادها
مخالف، مغایر، ناهمخوان، ناهمسو
لغت نامه دهخدا
مباسق. [ م َ س ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مبسق. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به مبسق شود.
جمله سازی با مباسق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نظریاتی که در این مقاله علمی ارائه شده است، کاملاً مباسق با یافتههای جدید در حوزه زیستشناسی مولکولی و اصول بنیادین فیزیک کلاسیک در دنیای امروز میباشد.
💡 تمامی تصمیمات اتخاذ شده توسط هیئت مدیره باید به طور کامل مباسق با قوانین جاری سازمان و تمامی استانداردهای بینالمللی تعیین شده در قراردادها باشد.
💡 رفتار و سیاستهای اتخاذ شده توسط این مقام مسئول در طول سالهای اخیر، با شعارهای انتخاباتی که در گذشته مطرح کرده بود، به شدت غیر مباسق به نظر میرسد.