لکه گیری کردن

مترادف‌ها

لکه‌زدن، وصله زدن

متضادها

لکه‌دار کردن

لغت نامه دهخدا

لکه گیری کردن. [ ل َک ْ ک َ / ک ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به لکه گیری شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- پاک کردن لکه های پارچه و لباس و غیره ۲- اصلاح کردن قسمتهای ریخته گچ و غیره از دیوار و سقف.

ویکی واژه

smacchiare

کلمات مرتبط