قرانطینه
لغت نامه دهخدا
قرانطینه. [ ق َ طی ن َ / ن ِ ] ( معرب، اِ ) قرنطین. قرنطینه. رجوع به قرنطین و قرنطینه شود.
جمله سازی با قرانطینه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در دوران شیوع بیماریهای واگیردار، دولت تصمیم گرفت تمامی مسافران ورودی از کشورهای همسایه را برای مدتی مشخص در یک مرکز قرانطینه نگهداری کند.
💡 تیمهای پزشکی و بهداشتی تمام تلاش خود را به کار بستند تا شرایط بهداشتی در محل قرانطینه را برای جلوگیری از گسترش ویروس بهبود بخشند.
💡 پس از اتمام دوره قرانطینه و اطمینان از سلامت کامل فرد، او اجازه یافت تا دوباره به زندگی عادی و فعالیتهای اجتماعی خود بازگردد.