قاتی واتی کردن

مترادف‌ها

مخلوط کردن، در هم ریختن، درهم‌برهم کردن، مچاله کردن

لغت نامه دهخدا

قاتی واتی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) از اتباع. مخلوط و ممزوج کردن بطور نامتناسب. مخلوط کردن. درهم برهم کردن. رجوع به قاتی پاتی کردن شود.

فرهنگ فارسی

از اتباع مخلوط و ممزوج کردن

جمله سازی با قاتی واتی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او با قاتی واتی کردن اطلاعات غلط و درست در سخنان خود، توانست باعث سردرگمی شدید در میان شنوندگان شده و حقیقت ماجرا را به کلی پنهان کند.

💡 اگر بدون داشتن برنامه مشخص و نقشه دقیق شروع به کار کنی، در نهایت همه چیز را قاتی واتی خواهی کرد و به نتیجه مطلوب خود نخواهی رسید.

💡 از آنجایی که او با قاتی واتی کردن فایل‌های مختلف در کامپیوتر، نظم سیستم را به هم زد، حالا باید ساعت‌ها وقت صرف بازسازی آن‌ها کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران