لغت نامه دهخدا
فیلیفوس. ( اِخ ) نام پدر اسکندر. ( یادداشت مؤلف ):
مرا گویند بطلمیوس ثانی
مرا دانند فیلیفوس دانا.خاقانی.رجوع به فیلیپ شود.
فیلیفوس. ( اِخ ) نام یکی از حواریان عیسی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به فیلیپ و فیلپس شود.
فیلیفوس. ( اِخ ) نام پدر اسکندر. ( یادداشت مؤلف ):
مرا گویند بطلمیوس ثانی
مرا دانند فیلیفوس دانا.خاقانی.رجوع به فیلیپ شود.
فیلیفوس. ( اِخ ) نام یکی از حواریان عیسی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به فیلیپ و فیلپس شود.