فعل پذیری
مترادفها
پذیرش، واکنشپذیری، پاسخدهی
متضادها
فاعلیت، اثرگذاری
لغت نامه دهخدا
فعل پذیری. [ ف ِ پ َ ] ( حامص مرکب ) انفعال. ( یادداشت مؤلف ). حالت و کیفیت فعل پذیر. ( فرهنگ فارسی معین ). در متون روانشناسی در مقابل اصطلاح فرانسوی پاسیویته به کار میرود.
فرهنگ فارسی
حالت و کیفیت فعل پذیر.