فزع یافتن
مترادفها
ترسیدن، هراسیدن، وحشت کردن
متضادها
آرام گرفتن، اطمینان یافتن
لغت نامه دهخدا
فزع یافتن. [ ف َ زَ ت َ ] ( مص مرکب ) دچار فزع شدن. رجوع به فزع یافته شود.
فرهنگ فارسی
دچار فزع شدن ترسان شدن
ترسیدن، هراسیدن، وحشت کردن
آرام گرفتن، اطمینان یافتن
فزع یافتن. [ ف َ زَ ت َ ] ( مص مرکب ) دچار فزع شدن. رجوع به فزع یافته شود.
دچار فزع شدن ترسان شدن