لغت نامه دهخدا
جزع و فزع کردن. [ ج َ زَ ع ُ ف َ زَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فریاد و زاری کردن. بیتابی و فغان کردن. رجوع به جزع و فزع شود.
جزع و فزع کردن. [ ج َ زَ ع ُ ف َ زَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فریاد و زاری کردن. بیتابی و فغان کردن. رجوع به جزع و فزع شود.
فریاد و زاری کردن بیتابی و فغان کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 3 جزع و فزع؛ قال على عليه السلام: ايّاك و الجزع فانّه يقطعالامل و يضعف العمل و يورث الهمّ. دعائم الاسلام / 1 / 223
💡 جزع و لعل ترا قیاس عقل در نفس و خیال صورت جان و دل فرهاد شیرین ساخته
💡 جزع و لعلش را روا باشد که گویم کرده اند در پناه سحر و قانون لطافت انتخاب
💡 ليكن اين توجيه درست نيست، چون گفتيم صفت حرص كه جزع و منع لازمه آن است،
💡 ب: رذيلتى كه براى جزع و بى صبرى است،مقابل فضيلت ياد شده است. از اين رو آثار سوئى را در قيامت به همراه دارد.
💡 جانم ز جزع و لعل تو پر درد و پر شفاست طبعم ز روی و موی تو پرنور و پر ظلم