فخیخ

لغت نامه دهخدا

فخیخ. [ ف َ ] ( ع ص ) خرخر کردن در خواب. ( منتهی الارب ). بجست کردن خفته. غطیط. ( تاج المصادر بیهقی ). || دمیدن بوی. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) فخیخ الافعی؛ آواز مار که از دهن وی آید. ( منتهی الارب ). فحیح با حاء مهمله صحیح تر است. ( اقرب الموارد ). رجوع به فحیح شود.

فرهنگ فارسی

خرخر کردن در خواب. بجست کردن خفته.

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز