غرائر

لغت نامه دهخدا

غرائر. [ غ َ ءِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ غَریرة. ( اقرب الموارد ). رجوع به غریرة شود. || ج ِ غِرارة. ( منتهی الارب ). جوالها.( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). جوهری گوید: گمان می کنم معرب باشد. ( از اقرب الموارد ). رجوع به غرارة شود.

فرهنگ فارسی

جمع غریره جمع غراره جوالها جوهری گوید گمان میکنم معرب باشد

کاباره یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
هیلا یعنی چه؟
هیلا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز