غایص
مترادفها
غرق شده، فرو رفته، عمیق
متضادها
آشکار، پدیدار، نمایان
لغت نامه دهخدا
غایص. [ ی ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از غوص. لغتی در غائص. رجوع به غائص شود.
غرق شده، فرو رفته، عمیق
آشکار، پدیدار، نمایان
غایص. [ ی ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از غوص. لغتی در غائص. رجوع به غائص شود.