علی سرد
لغت نامه دهخدا
علی سرد. [ ع َ س َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خدابنده لو، بخش قروه، شهرستان سنندج. واقع در 13هزارگزی شمال خاوری گل تپه، و 12هزارگزی خاور راه شوسه همدان به بیجار. ناحیه ای است کوهستانی وسردسیر، و دارای 400 تن سکنه. آب آن از چشمه تأمین می شود. و محصول آن غلات، حبوب، انگور، صیفی و لبنیات است. اهالی به زراعت و گله داری اشتغال دارند. راه آن مالرو است، و در تابستان از طریق سراب می توان اتومبیل برد. فاضل آب سراب را در زمستان و بهار در غار بالای این ده بوسیله سدی جمعآوری می نمایند و در تابستان به مصرف آبیاری اراضی طراقیا میرسانند. نام اصلی این ده علی سد است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
جمله سازی با علی سرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در برخی از متون و نوشتههای محلی، نام علی سرد به عنوان شخصیتی که در آن منطقه زندگی میکرده، ذکر شده است.
💡 پژوهشگران با بررسی اسناد قدیمی، سعی دارند تا نقش علی سرد را در تحولات اجتماعی آن منطقه در گذشته مشخص کنند.
💡 نام علی سرد در فهرستهای مربوط به افراد برجسته یا تاثیرگذار در یک جامعه خاص در دوران گذشته دیده میشود.