لغت نامه دهخدا
علم الدین سخاوی. [ ع َ ل َ مُدْ دی ن ِ س َ وی ی ] ( اِخ ) علی بن محمدبن عبدالصمدبن عبدالاحدبن عبدالغالب همدانی مصری سخاوی، ملقب به علم الدین و مکنی به ابوالحسن. وی در علم ادب و نحو و قرائت و فقه و لغت و اصول و تفسیر متبحر بود، بخصوص در علم قرائت دستی توانا داشت ازینرو وی راشیخ القرّاء نیز نامیده اند. وی در قاهره نزد شاطبی ودر اسکندریه نزد سلغی و ابن عوف و بوصیری و ابن یاسین تلمذ کرد. سپس به دمشق رفت و در شب یکشنبه دوازدهم جمادی الاَّخر سال 643 یا 653 هَ. ق. در آنجا درگذشت. او راست: 1- تحفة الفراض و طرفة المرتاض. 2- تفسیرالقرآن، در چهار مجلد و تا سوره کهف است. 3- جمال القراء و تاج الاقراء. 4- ذات الحلل، که قصیده ایست بطریق لغز و خودش آن را شرح کرده است. 5- سفر السعادة و سفیر الافادة، که شرح مفصل زمخشری است. 6- شرح احاجی نحویه زمخشری. 7- شرح ذات الحلل. 8- شرح رائیه شاطبیة. 9- شرح لامیه شاطبیة. قاسم بن فیره شاطبی دو قصیده رائیه و لامیه در تجوید داشته است که علم الدین هر دو را نقل کرده و شرح داده است. شرح رائیه به «وسیله » و شرح لامیه به «فتح الوصید فی شرح القصید» موسوم است. 10- شرح مفصل زمخشری، که دو فقره بوده، اولی بنام سفر السعادة و دومی بنام مفضل. 11- عروس السمرفی منازل القمر. 12- فتح الوصید، که همان شرح لامیه ٔشاطبیه است. 13- القصیدة الناصرة لمذهب الاشاعرة. 14- الکوکب الوقاد فی تصحیح الاعتقاد. 15- متشابهات الکتاب. 16- المفضل فی شرح المفصل. 17- منیر الدیاجی فی شرح الاحاجی، که همان شرح احاجی است. و قصاید بسیاری نیز در حق پیغمبر ( ص ) گفته است. ( از ریحانة الادب ج 2ص 173 از هدیة الاحباب ص 148 و روضات الجنات ص 492 و تاریخ ابن خلکان ج 1 ص 375 و طبقات الشافعیة ج 4 ص 126 ).