لغت نامه دهخدا
عشانق. [ ع ُ ن ِ ] ( ع ص ) درازبالای کم گوشت. ( از منتهی الارب ). شخص طویل که ضخیم و سنگین نباشد. و تأنیث آن عشانقة است. ( از اقرب الموارد ). ج، عَشانقة. ( از اقرب الموارد ). عَشنَّق. و رجوع به عشنق شود.
عشانق. [ ع ُ ن ِ ] ( ع ص ) درازبالای کم گوشت. ( از منتهی الارب ). شخص طویل که ضخیم و سنگین نباشد. و تأنیث آن عشانقة است. ( از اقرب الموارد ). ج، عَشانقة. ( از اقرب الموارد ). عَشنَّق. و رجوع به عشنق شود.