طغاجر
مترادفها
گناهکار، نافرمان، سرکش، یاغی، متجاوز
متضادها
مطیع، فرمانبردار
لغت نامه دهخدا
طغاجر. [ طُ ج َ ] ( اِخ ) صورتی از طوغاجار نویان است. رجوع به ترجمه ٔتاریخ ادبیات ایران براون ج 3 ص 38 و طغاجار شود.
گناهکار، نافرمان، سرکش، یاغی، متجاوز
مطیع، فرمانبردار
طغاجر. [ طُ ج َ ] ( اِخ ) صورتی از طوغاجار نویان است. رجوع به ترجمه ٔتاریخ ادبیات ایران براون ج 3 ص 38 و طغاجار شود.