طریدن
مترادفها
راندن، بیرون کردن
لغت نامه دهخدا
طریدن. [ طَ دَ ] ( مص ) ظاهراًبمعنی راهزنی کردن و دزدی و عیاری است:
مر او را خود ز جنس خود رهاندی
که شد طرار در ایمان طریدن.ناصرخسرو ( دیوان ص 366 ).و رجوع به تریدن شود.
فرهنگ معین
(طَ دَ ) (مص م. ) دزدیدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) دزدیدن سرقت کردن.
ویکی واژه
دزدیدن.