لغت نامه دهخدا
متضافر. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) با هم مددکننده و یاری نماینده در کار. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رفیق و معاون. ( ناظم الاطباء ). || هم عهد. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تضافر شود.
متضافر. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) با هم مددکننده و یاری نماینده در کار. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رفیق و معاون. ( ناظم الاطباء ). || هم عهد. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تضافر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اين به جاى خود، كه براى اثبات آن دليل و برهان داريم، حرف داريم و برهان حكمى،مطالب عرفانى، آيات، روايات در شرف متواتر و متضافر. اما حجتى كه روايات ما رابه آن تشويق مى فرمايند كه عالم حجت مى خواهد لو لا الحجه لساخت الارض اينحجت يعنى عقل، يعنى برهان، يعنى دليل.
💡 جميع فقهاى شيعه شرط كرده اند كه سجده بايستى بر زمين يا روئيدنى هاى آن باشدولى خوردنى ها و پوشيدنى ها را از آن استثنا كرده اند و سجده بر آنها را جايز نمىدانند چه عملا خوردنى و پوشيدنى باشند و چه امكان پوشيدن و خورده شدن را داشتهباشند. فقها سجده بر شيشه را نيز جايز نمى دانند و مستند آنان روايات متضافر ائمهاست از جمله اين روايت است كه:
💡 امام درباره حسد و رشك هشدار مى دهد زيرا اين رذيله گناه بزرگى است و اخبار متضافر وفراوانى داريم دال بر آنكه همانگونه كه آتش، چوب خشك را مى سوزاند و از بين مىبرد حسد نيكى ها را نابود مى سازد. غرور و تكبر نيز از جمله رذائلى هست كه نفرت وناخوشايندى مردم را از شخص متكبر در پى دارد و امام مردم را از اين رذيله برحذر مى دارد.