لغت نامه دهخدا
طرح برداشتن. [ طَ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) نقل برداشتن، مثلاً خانه ای را دیده، مثل آن خانه ای سازند،گویند از خانه فلان کس طرح برداشته ایم:
ما صنمخانه عشقیم خلیلی باشد
که ز بتخانه ما طرح حرم بردارد.سالک یزدی ( از آنندراج ).
طرح برداشتن. [ طَ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) نقل برداشتن، مثلاً خانه ای را دیده، مثل آن خانه ای سازند،گویند از خانه فلان کس طرح برداشته ایم:
ما صنمخانه عشقیم خلیلی باشد
که ز بتخانه ما طرح حرم بردارد.سالک یزدی ( از آنندراج ).
( مصدر ) نشانه برداشتن ( از خانه و مانند آن ) الگو برداشتن گرده برداشتن ( از روی کسی یا چیزی ).
نقل برداشتن