صقاب

لغت نامه دهخدا

صقاب. [ ص ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ صَقب، رجوع به صقب شود.
صقاب. [ ص ِ ] ( ع مص ) روی باروی شدن. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) سقاب است که علامت مصیبت باشد مر زنان را در جاهلیت. ( منتهی الارب ).