لغت نامه دهخدا
سپکاد. [ س ِ ] ( اِ ) ظاهراً مصحف «چکاد». سبکاد. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). بمعنی چکاد است که میان سر و بالای پیشانی و سر کوه و قله کوه باشد. ( برهان ). میان سر و قله ٔکوه، و بعضی بفتح سین و بای تازی گفته اند. ( رشیدی ).
سپکاد. [ س ِ ] ( اِ ) ظاهراً مصحف «چکاد». سبکاد. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). بمعنی چکاد است که میان سر و بالای پیشانی و سر کوه و قله کوه باشد. ( برهان ). میان سر و قله ٔکوه، و بعضی بفتح سین و بای تازی گفته اند. ( رشیدی ).
مصحف چکاد ( ه.م ) سبکاد بمعنی چکاد است که میان سر و بالای پیشانی و سر کوه و قله کوه باشد میان سر و قله کوه و بعضی بفتح سین و بای تازی گفته اند