سوامد

لغت نامه دهخدا

سوامد. [ س َ م ِ ] ( ع اِ ) ج ِ سامد: سوامداللیل خفاف الازواد؛ ای دوائم السیر. ( منتهی الارب ). و قولهم سوامد اللیل خفاف الازواد؛ تعب و زحمت راندن شتران در شب سبب میشود مر ارزانی و فراخی را. ( ناظم الاطباء ). رجوع به سامد شود.

طلایی یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز