زرتک

لغت نامه دهخدا

زرتک. [ زَ ت َ ] ( اِ مرکب ) آب خسق باشد و خسق گل گاویشه را گویند یعنی آب گل گاویشه. ( برهان ) آب خسق. آب گل گاویشه. ( فرهنگ فارسی معین ). عصیر گل کافشه. ( ناظم الاطباء ). || آب زعفران را نیز گفته اند. ( برهان ).آب زعفران. ( فرهنگ فارسی معین ). عصیر زعفران. ( ناظم الاطباء ). || زرشک. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(زَ تَ )(اِمر. ) ۱ - آب زعفران. ۲ - زرشک.

فرهنگ عمید

۱. عصیر گل کاجیره که زردرنگ است.
۲. محلول زعفران.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - آب زعفران. ۲ - آب خسق آب گل کاویشه. ۳ - زرشک.
آب خسق باشد و خسق گل گاویشه را گویند یعنی آب گل گاویشه آب زعفران زرشک

ویکی واژه

آب زعفران.
زرشک.