لغت نامه دهخدا
ذوفجر. [ ف َ ج َ ] ( اِخ ) موضعی است. بشیربن النکث گوید:
حیث ترا ای مأسل و ذوفجر
یقمحن من حبته ما قد نثر.( از تاج العروس ).
ذوفجر. [ ف َ ج َ ] ( اِخ ) موضعی است. بشیربن النکث گوید:
حیث ترا ای مأسل و ذوفجر
یقمحن من حبته ما قد نثر.( از تاج العروس ).